تبليغاتX
سرگذشت پنهان
سرگذشت پنهان

برای تویی که تمام زندگیم شده ای

دغدغه ام این است که در ذهنت چگونه مرا به تصویر میکشی؟!
مهربان، صبور، زیباروی...
یا شوخ، شاید هم احساساتی؟!!!
برایم مهم است که مرا با خط و خطوط چهره ام
به یاد می آوری یا با خط دلم؟
میخواهم بدانم وقتی به من فکر میکنی

حرفهایم را بخاطر می آوری یا لبخند چشمانم را؟
من گاه که با دلم خلوت میکنم، حرفهایت را
با طنین همیشگی اش دوباره میشنوم...
شنیدی که میگویند:
دخترها با گوش عاشق میشوند
و پسرها با چشم؟!!!
نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1391ساعت 13:29 توسط iceboy & icegirl | |

 

چــــه نیازیست که انسان ماشین زمـــان بسازد...؟ وقتی میشــــود آهنگی

را گوش کنی و به همان لحظـــــه ها دقیقاً به همــــــان لحظه ها پـــــرتاب شوی..

 

 

 Signature S.S i love u

نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 13:14 توسط iceboy & icegirl | |

داشتن تو یعنی طراوت

              یعنی باران

              یعنی بوی نم باران

              یعنی عطر طبیعت

              یعنی نفس عمیق

              یعنی لبخند

              یعنی از ته دل خوشحالی

              یعنی فکر راحت

              یعنی خیال آسوده

              یعنی کمال آرامش

              یعنی زندگی بی دغدغه

              یعنی خوشبختی

              یعنی رسیدن به کمال

              یعنی دشت و سرسبزی و آبشار

              یعنی هر چه زیبایی

              یعنی هر چه خوبی ،

              این توئی

              یک خلقت ناب الهی

              پیامبر خوشبختی

              معصوم و پاک و زیبا

              نجیب و متین و صبور ،

              فرستاده ی خدا برای من

              و

              من به تو ایمان آورده ام

              من تو را دوست دارم

 

Signature Setare.s Love

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 14:5 توسط iceboy & icegirl | |

میخواهم صادقانه ترین محبتها را به تو هدیه کنم

میخواهم پایدارترین عهدها را با تو ببندم

میخواهم آرام ترین لحظه ها را برای تو به ارمغان آورم

میخواهم عمیقترین احساساتم را نثار تو کنم

میخواهم زیباترین روزها را برای تو بسازم

میخواهم بهترین آینده را برای تو مهیا کنم

و در این راه ، با تو ،

از هیچ کوششی لحظه ای دریغ نخواهم کرد

                                   میخواهم لحظه به لحظه به تو فکر کنم

                                   تا آرام شوم

                                   میخواهم با تو ، دیگر سکوت نکنم

                                   میخواهم شانه ام بهترین تکیه گاه هنگام ناراحتیت باشد

                                   میخواهم وجودم بهترین تکیه گاه برای لحظه به لحظه ی آینده ات باشد

                                   میخواهم آغوشم بهترین جا هنگام دلتنگیت باشد

                                   میخواهم قلبم تنها برای تو باشد

                                   میخواهم دلتنگی برای هم همیشه همراه ما باشد

                                   میخواهم نگران هم باشیم

                                   میخواهم دلشوره ی لحظه ای دیر آمدن هم را داشته باشیم

                                   میخواهم با هم زیبا باشیم

                                   عشقمان با هم بهترین عشق باشد

                                   زندگیمان بهترین زندگی باشد

میخواهم بدانی که آمدم

هستم

میمانم

و دوستت دارم

              ... !

 

Signature Setare.s Love

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 14:3 توسط iceboy & icegirl | |

 
سهم من آسمانی ست تک ستاره

که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد

سهم من پایین رفتن از یک پله متروک است

و به چیزی در پوسیدگی غربت واصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی جان دادن

که به من می گوید:

دست هایت را دوست می دارم

 

 

 Signature S.S i love u

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 12:47 توسط iceboy & icegirl | |

سلام بروبچ

خوبین؟؟

ببخشید سرعت اینترنتم خیلی کم شده نتونستم جواب نظرارو بدم یا بیام بهتون سر بزنم

عشقمم داره درس میخونه نمیاد نت

امروز خیلی روز مزخرفی بود

۲روز مث بدبختا درس خوندم حالا ک رفتم سر جلسه مردیکه احمق جواب تک تک سوالارو به بچه ها گفت

دلم میخاد خفش کنم

صب تالا اینقد حرس خوردم ک دارم خفه میشم

عزیزدلمم ذیروز امتحانشو خراب کرده و تصادف کرده

هفتمون بد شروع شده

دلم میخاد زود تموم شه

واسم دعا کنین

دلم واسه همتونو واسه عشقم یه ذره شده

فعلا

.

.

.

 

Signature Setare.s Love

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 20:34 توسط iceboy & icegirl | |

همه میگن که تو رفتی

همه میگن که تو نیستی

همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی

دروغـــــــه

چه جوری دلت میومد منو اینجوری ببینی

با ستاره ها چه نزدیک ....منو تو دوری ببینی

همه گفتن که تو رفتی...ولی گفتم که دروغه

 

جونم به نگاش جون گرفته بود

یه روز ک نمیدیدمش

مثل قناری تو قفس پرپر میزدم

خودمو میزدم به درو دیوار

صدام جون گرفته بود

ترانه هام یه خونی توش دویده بود

هرروز که پیش

دلم بیشتر فرمون میداد که باید یه کاری کنم

رفتم که کارو یه سره کنم و باهاش یه قرار بزارم واسه همه ی  عمر

همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم

همه حرفاشون دروغه

تا ابد اینجا میمونم

بی تو و اسمت عزیزم

اینجا خیلی سوت و کوره

ولی خب عیبی نداره

دل من خیلی صبوره...صبوره

 

همه میگن که تو نیستی

همه میگن که تو مردی

همه میگن که تنت رو به فرشته ها سپردی

دروغـــــــه

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:5 توسط iceboy & icegirl | |

 

باز باران ،با ترانه،می خورد بر بام خانه
خانه ام کو؟خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر کجا رفت
خاطرات خوب رنگین
در پس آن کوچه بن بست
در دل تو آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز ،غرق در غم های امروز
یاد باران ،رفته از یاد،آرزوها رفته بر باد

باز باران،باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه،بی بهانه،شایدم گم کرده خانه!

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 18:32 توسط iceboy & icegirl | |

خدایای مهربانم

هرگز کسی را به آنچه ک قسمتش نیست عادت نده

چرا که دل کندن از آن مرگ است.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:26 توسط iceboy & icegirl | |

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت

خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت
، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:0 توسط iceboy & icegirl | |

خوشبختی تو

تو دست منه

عاشقت شدم

من یه عالمه

میخام بدونی

دنیای منی

زندگی برام

 بی تو ماتمه

ممنونم از این قلب خوبت

ممنونم از این عشق پاکت

ممنونم از این همه زیبایی

باعث شدی بشم هلاکت

ممنونم از این چشای زیبا

ممنونم از این نگاه گیرا

ممنونم از این ک با وجودت

پشت پا زدم به کل دنیا

 

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:35 توسط iceboy & icegirl | |

 

در ثانـــیه هــای بـودنت می مــانم

                    در فصل شکست خوردنت می مانم

یک سال نه ده سال چه فرقی دارد

                    تا لحـظه دل ســــپردنت مـی مـانم

 

مهتاب برف زیبا و سفید  را به آرامی نوازش میکند و شبی رویایی و افسونگر را نوید میدهد.  در آن شب آرام و سفید، فقط عشق است که جریان دارد و لبهای عاشق و معشوق را به سوی هم میراند و ناگهان در هم قفل میشوند. و سکوت همه جارا فرا گرفته است. تنها یک زمزمه به گوش میرسد، دوستت دارم برای همیشه.

 

 دیروز تولدم بود . بهترین هدیه دنیا رو گرفتم . این که یه عاشق روز تولدشو با عشقش بگذرونه هرچند کم باشه اما ارزشش از بهترین هدیه های دنیا بیشتره . این که آدم بعد از خوردن بستی شکلاتی بوس با طعم شکلات رو هم بچشه بهترین هدیه زندگیشه و این که همون روز تو کافی شاپ اون لحظه آهنگ تولدت مبارک پخش بشه و صدای آهنگ و صدای گفتن تولدت مبارک عشقت گوشتو نوازش کنه و دستای عشقت موهاتو و لبای عشقت لباتو می تونه زیباترین هدیه تولد باشه .

دیروز بهترین تولد زندگیمو تجربه کردم .

دوست دارم عشقم

 

 Signature S.S i love u

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:46 توسط iceboy & icegirl | |

در ستاره بارانِ میلادت
میان احساس من
تا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای عشق
جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 9:27 توسط iceboy & icegirl | |

سلام برو بچ

خوبین؟؟

فک کنم امروز بعد از 5،6 روزه ک روز شمار گذاشتم وقتشه ک آپ توپ بزار ک جبران این مدت ک منظرتون گذاشتم باشه

از همون 5،6 روز پیش تو ذهنم دنبال واژه میگردم واسه این پست

هر وقت میخاستم پست بزارم تو ی رب هرچی تو ذهنم بودو مینوشتمو میزاشتم تو وب

ولی این پست قضیش فرق داره

هر چی میگردم واژه هایی رو پیدا نمیکنم ک حسمو به خواننده برسونه

یکم سخته...

امروز 10 اردیبهشته

امسال سومین سالیه ک 10 اردیبهشت واسم رویایی

راستش امروز تولد عشقمه

یکم بی مقدمه گفتم

آخه اینقد خوشحالم ک نمیدونم چی دارم میگم

اومدم اینجا تولدشو تبریک بگم

تولدت مبارک عزیزم

ایشالا 100 سال زنده باشی

همه بگن ایشالا...

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:59 توسط iceboy & icegirl | |

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:4 توسط iceboy & icegirl | |

 

 

زندگی آن قدر ارزش دارد که به خاطر آن از همه هستی  خود مایه بگذاریم تا قصری با شکوه از مهربانی محبت عشق و دوستی بسازیم و زندگی آن قدر بی ارزش است که نباید به خاطر آن دلی را بیازاریم و

برای رسیدن به قله های فانی دنیا دست به هر کاری بزنیم   .                 

  تا وقتی سرت را بالا می گیری که آسمان را نگاه کنی شب نگاهت را به جای دیدن ماه به سمت ستاره ها می کشاند  آن هم هزاران هزار ستاره. کدامین ستاره به تو چشمک می زند؟ستاره کم نور یا ستاره ای پر فروغ یا شاید هم تا ابد در انتظار  ستاره ات بمانی؟ دنبال ستاره ای باش که چشمکش تنها برای توست و تنها برای تو نور می تاباند. از چشمک های ممتد و پیاپی ستاره های پر نور و بزرگ بپر هیز آن ستاره به همه می نگرد و همه به آن می نگرند...

 

 Signature S.S i love u

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 4:52 توسط iceboy & icegirl | |

 

وقــتی همه چیز خوب است میترسم ! مـا به لنگیدن یک جای کار عادت کرده ایم.

 

 

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:27 توسط iceboy & icegirl | |

 

برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد .

دیوانه هیچ نداشت و گریست.(گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید.)

اما هیچکس ندانست کهقیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق...

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 23:25 توسط iceboy & icegirl | |

سلام

خوبین؟؟

خوشتون اومد

راستش نوشته های زردو من همین الان خوندم

من ک خوشم اومد

کلیم خندیدم

اونجاهاییم ک سوالی بود با قرمز ج دادم

متن ویرایش شدشو میزارم واستون

نظر یادتون نره ها

بای

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 14:1 توسط iceboy & icegirl | |

 

سلام بچه ها . خوبید ؟؟

پست قبلی رو ستاره گذاشته . من که وقتی خوندم تا دو روز داشتم می خندیدم . خیلی باحال بود

طرح خیلی جالبی داشت . امیدوارم شما خوشتون بیاد

 

نوشته های سفید نوشته های ستاره هست و نوشته های زردم نظر منه

 

خوشحال میشیم نظر شما رو هم بدونیم . دوستون داریم . نظر یادتون نره

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 12:7 توسط iceboy & icegirl | |

 

از خودم خوشم میاد (خوبه ... منم از خودم خوشم میاد )

بزرگترین لذت زندگیم خوابیدن تا لنگ ظهر اونم تو یه روز سرد و بارونی ک صدای خوردن قطره های بارون به پنجره شنیده میشه ( منم بزرگترین لذت زندگیم اینه که پیش تو بخوابم )  ای گفتی،منم آرزومه

از راه رفتن زیر بارون نم نم بهار هم خوشم میاد ( پس مواظب باش خیس نشی )    توام بام راه میای؟؟       

سخت ترین کار دنیا برام درس خوندنه اونم تو تابستون یا ایام نوروز ( آفرین ، موفق باشی )

از درس تاریخو جغرافی و زیست بیزارم ولی رشته تجربیم چون داداشم میگه علاقه کشکه باید فکر کار باشی واسه همین باید پزشکی قبول شم در حالی ک عاشق شیمی هستم ( از شیمی متنفرم )

تقریبا دانش آموز خرخونیم همیشه رتبه اول بودم ب جز سال دوم دبیرستان ک با 01/0 اختلاف معدل، دوم شدم ( عشق منی دیگه ... )

تو تقلبی کردن مهارت خاصی دارم ( جی اف خودمی تو فدات شم )

خبره تر از من تو مخ زدن معلم عمرا پیدا کنی ( اون که آره .... پسرا بهش میگن .... )

از پاچه خاری خوشم نمیاد ولی اگه مجبور بشم چاخان زیاد میکنم ( ....... (سانسور))

از همه دبیرای ادبیات دوره تحصیلیم خوشم میاد ( فقط ادبیات ؟؟؟؟  آره،زورت میاد؟؟اتفاقا از ذوالقدرم خوشم میاد، به مامانتم گفتم

توی دوران تحصیلیم دست به هر کاری زدم ؛مجری گری،بازیگری،گروه تیاتر و سرود، تو همه مسابقه های الکی شرکت کردم؛احکام، نهج البلاغه،قرآن،درسهایی از قرآن،ستاره دخت،مقاله نویسی،انشانویسی،المپیاد آزمایشگاهی،و هر چیز دیگه ای فکرشو کنی،معمولا تو اکثر شوراهای دانش آموزیم بودم و مدافع حقوق خلاف کارای مدرسم ( بابا بچه مثبت )

فقط ی بار تو مدرسه کتک خوردم رفیقمو له کردم مدیرمون ی سیلی خوابوند تو گوشم ( فقط یه بار ؟؟؟؟ کمه ) واسه من همینم زیاده ،بعد 12 سال هنوز به مامانم نگفتم

با اینکه 17سالم بیشتر نیس خریت زیاد کردم تو زندگیم  ( آفرین ... کار خوبی می کنی )

زیادی درازم،خیلی عذابم میده مخصوصا تو خرید لباس ( قد بلند عزیزم )

کلا آدم ضد حال،ی دنده،مغرور،احساساتی،و لوسیم ( ای ول ... حرف دلمو زدی ) واسه عشقم ک اینجوری نیستم

ی خواهر زاده دارم 10 سالشه بهم میگه خاله حساس ( راس میگه دیگه ج.... دادی منو ) مگه تو ندادی؟؟

عاشق شعرای فریدون مشیری و سهراب سپهریم،به علی شریعتی اعتقاد دارم و مناجاتای خواجه عبد الله انصاری رو دوست دارم ( منو چی ؟ ) تو رو میپرستم

از دوستای صمیمیم زیاد نامردی دیدیم مخصوصا دخترا ( اوهوممممم )

نه خسیسم نه ولخرج ( میانه رویی . یه پر رو یه کم رو ازدواج می کنن بچه شون میشه نیمرو )

 از جمعایی ک بیشتر از 2نفره خوشم نمیاد ( عاشقی ؟؟ ) شک داری؟؟

از عروسیو تولد رفتن بیزارم ( یه هفته باید پیش خودم باشی . درستت می کنم )

صلا مهمون نواز نیستم ( بیچاره من ) تو ک جز مهمون حساب نمیشی،صاب خونه ای

اصولا آدم بد شانسیم، مصیبت زیاد بهم میرسه ،کمتر پیش میاد شاد باشم ( طرز فکرت اشتباهه . به قول خودم بگو به ..... )

چیزای خیلی کوچیک بیشتر شادم میکنه ( مثلاًً ؟؟؟ ) مث 10 ثانیه ای ک صبا همدیگه رو میبینیم

خیلی بد غذا هستم ،بیشتر از 60درصد غذاهایی ک همه میخورن رو من نمیخورم ( !!!! خودت بدی)

از ماکارونی به حد مرگ متنفرم ( اوووققق )

ز چیزای ترش و شور خوشم میاد ( هان؟ من شورم یا ترش؟ ) تو از شکلاتم شیرین تری

کمتر چیزای شیرین میخورم ( آخه خودت شکلاتی )

بی افم میگه خیلی خوش اندامم،تقریبا 15 کیلو کمبود وزن دارم دلم میخاد یکم تپل شم ( تو بغل من که خوب جا میشی ) توام ک همش فکر خودتی

بچه آخرم واسه همین ی ذره لوسم ( همش یه ذره ؟؟؟ )

از آدمای خودخواه و پر توقع بدم میاد ( منم همینطور ... و دروغگو )

قیافم زیادی مثبت و درس خون هس،واسه همین هرکی بخاد خونه رو دودر کنه منو بهونه میکنه ( خوش به حال معلمات ... این رمزیه فقط خودم و خودت می دونیم )

هیچ دوست مثبتی ندارم ک بتونم ب بهونه اون با بی افم برم بیرون ( پس کلاس ریاضی چیه ؟ چه روزایی رو که به بهونه کلاس ریاضی با هم می رفتیم بیرون )

دلم میخاد از خیلیا انتقام بگیرم (90درصدشون دخترن)  ( ای ای ای .... خاطرات بدو زنده کردی )

با اینکه کنکوریم زیاد درس نمیخونم ( بچه بدی هستی دیگه )

خیلی زود خر میشم ( خر نه عزیزم ... حرف گوش کن )

ادم کینه ای هستم کوچیکترین حرف تو ذهنم میمونه ( بیچاره ذهنت )

از دبیرای دوره دبیرستانم فقط از 4تاشون خوشم میاد بقیشون بی سوادن ( کیا مثلا ؟؟؟ ) نترس مامیت تو لیسته

همه میگن خیلی اعتماد به نفس دارم ( راس می گن )

از دبیر علوم دوره راهنماییم متنفرم ،دلم نمیخاد سر به تنش باشه ( وووووووی )

از زن داییمم بدم میاد به خونش تشنم دنبال فرصتم ک حالشو بگیرم ( برو جلو ... منم کمکت می کنم )

تو حرف زدنم از شعر و ضرب المثل زیاد استفاده میکنم ( ..... مارو پاره کردی با این ضرب المثلات .... یه بوس می خوای بدی دو هزار تا ضرب المثل میاری تا شاعرانه بشه )  اینجوری خیلی بیشتر حال میده،یادته دور شهر گردوندمت تا ی بوس دادم؟

عاشق سکوت و تنهاییم ،به شب بیداری عادت دارم (پس نوار خام گوش بده )

حوصله بچه ها و پیرا رو ندارم،خواهر زادم ک 6سالشه خیلی ازم میترسه ( منم بعضی وقتا ازت می ترسم اون که جای خود داره ) جی اف به این مهربونی،دلت میاد

خیلی ترسو هستم ولی در عین حال ریسک زیاد میکنم ( قربون ریسک کردنت )

به خاطر انجام کوچکترین کاری خیلی استرس دارم ،جیگر همه خون کردم مخصوصا بی افم ،کارش شده آرامش دادن به من ( من چی بگم دیگه .... خودت همه چیو گفتی )

دوس ندارم کارامو ب کسی بسپارم ترجیح میدم خودم همه کارامو انجام بدم ( بابا مسئولیت پذیر )

آدم مسولیت پذیریم ( باش .... خوبه )

کم پیش میاد ازکسی خوشم بیاد ( پس من خیلی خوش شانسم )

از همه دوران تحصیلم 2تا رفیق ناب دارم ک با دنیا عوضشون نمیکنم ( دلت بسوزه من 200 تا رفیق ناب دارم ) من ک هیچکدومشونو قبول ندارم بجز مری

از فیلمای پلیسیو پزشکی و رزمی خوشم میاد ( پس یادم باشه DVD هارو برات بیارم )  حواست باشه چیز دیگه نیاری

از رمانای ایرانی ک به خوشی تموم میشه بدم یاد، بر خلاف اکثر نوجوونا ک رمانای فهیمه رحیمیو خوندن من تو عمرم بیشتر 2،3 تا رمان نخوندم ( اییییششش )

از مشروب و سیگار بیزارم از آدماییم ک مشروب میخورن بدم میاد ( چه شباهتی )

خیلی تنبلم مامانم میگه اگه بری خوابگاه از گشنگی تلف میشی دوستامم میگن بیچاره شوهرت ( بیچاره من ) خیلیم دلت بخاد

از گرفتن کادو بی مناسبت خوشم نمیاد ( هان ؟ )

یکی از سرگرمیام حل کردن مکعب روبیکه، خیلی بهم آرامش میده  ( دستای من !!!؟ ) قضیه دستات فرق میکنه

از چیزایی که همه خوششون میاد من بدم میاد و بر عکس ( همش که شد بیچاره من )

تو خریدن کادو خیلی وسواسم، خیلی برام مهمه ک طرفم از کادوم خوشش بیاد ( اوووهوم )

واسه خرید کردن خیلی حوصله دارم، حاضرم همه جا رو واسه خریدن ی جوراب بگردم ، مامانم اصلا حوصله نداره با من بیاد بازار، ولی مجبوره  )یه خرید باید با هم بریم ... خودم درستت می کنم ) زهی خیال باطل

قبلاً یکی از سرگرمیام چت کردن بود،فرقیم نمیکرد با کی چت میکنم، ولی از وقتی عاشق شدم،جز با عشقم با کس دیگه نمیچتم ( عشقت قربون اون تک پریت بره )

ترجیح میدم شب چت کنم ،یادمه ی شب تا 5:30 صب چت میکردم،تا 6:30 خابیدم بعدم رفتم مدرسه ( !!!! چه شبایی که تا خود صب چت کردیم )

اکثر اوقات سر درد دارم+کمر درد ( apple )

همیشه سعی میکنم کسیو مسخره نکنم،خیلی بدم میاد از مسخره کردن ( مامانم اینا ... میگم این روزا دوس دختر خوبم پیدا نمیشه ها ... ما شانس آوردیم )

به اخلاق اطرافیام زیاد ایراد میگیرم چون فک میکنم قابل اصلاحه،ولی هیچ وقت از قیافه کسی ایراد نمیگیرم ( اوهومم . این رفتارت منو دیوونه کرده)

از اینک کسی نقطه ضعفامو ب رخم بکشه عصبانی میشم ( دو نقطه دی ... مثل دیروز عصر؟ )

دوس ندارم کسی به حریم خصوصیم وارد شه؛از آدمای فضول بدم میاد ( فضولم خودتی )

تنها دفعه ای ک خیلی ضایع شدم جلو دوستام ،وقتی بود ک با بی افم رفته بودم کافی شاپ،5،6 تا از دوستامو همکلاسیام هم اومدن اونجا ( عجب روزایی رو داشتیم )

از اینکه تو تابستون دنیا امودم متنفرم،آخه معمولا هیچکس تولدمو یادش نیس ( من که همیشه یادمه )

از دیدن دوستای دوران دبستانم خیلی خوشحال میشم،پارسال تو المپیاد آزمایشگاهی خیلی از رفیقای درس خونمو بعد کلی وقت دیدم ( منم تو رو اون روز دیدم ... با دستای گچ گرفته )

یکی از بهترین روزای زندگیم ،روزی بود ک با بی افم رفتم کوه ( گریه .... که مامانت فهمید . تا 6 هفته نمی تونستم ببینمت )

با معلمای مرد اصلا سازگاری ندارم،اصلا ( اووووووه )

 یکی از آرزو هام دوچرخه سواریه ( بیا  پیش خودم بهت یاد میدم )

از آبو ارتفاع خیلی میترسم ( وااییی من عاشق ارتفاع و شنا هستم )

عاشق کوه رفتن اونم تو هوای خنک بهاری ( نیس خاطره خوبی از کوه رفتن داریم ... )

 آخرین باری ک خیلی خوشحال شدم  .... ( آخرین بار کی بود؟  شما بگید بچه ها . کی بوده؟ )

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 19:45 توسط iceboy & icegirl | |

سلام دوستای عزیز. خوبید ؟

چند روز پیش یه دوستی نظر گذاشته بود و اینا رو نوشته بود

هیچ نشونی از خودش نذاشته بود . شاید بعدا بیاد وبم

گفته بود :

یکشنبه 20 فروردین1391 ساعت: 18:40

توسط:غمگین

سلام یه سوال خصوصی ازت دارم اونی که این همه میگی دوسش داری اگه واقعا نخواتد دوست دخترت باشه واز این رابطه ها بدش بیا وباهات بیرون نیاد یا نبوسیش ویا دستش رو بهت نده بازم دوسش داری؟یا ترکش میکنی/

 وب سایت   پست الکترونیک

[ نظر خصوصی ]

نوروز

 

یکشنبه 20 فروردین1391 ساعت: 18:37

توسط:غمگین

سلام من اولین باره برات نظر میفرستم وبت قشنگه خوش سلیقه ایی اما احساس خوبی بهم دست نداد تقصیر کسی نیست خودم دلشکسته ام چرا جواب نجابت یه دختر شکستن قلبش وبی وفاییه چرا کسی خواهان احساس وعشق مقدس نیست واقعا رابطه های کثیف برا اقایون دلبستگی میاره چرا دختری که میخواد تو این دوره زمونه نجیب ومعصوم بمونه از عشق محروم میشه چرا؟

 وب سایت   پست الکترونیک

 

ببین دوست عزیز من اگه دل دادم دل گرفتم . هیشکی تا دل نگیره دل نمیده دوست من . ستاره من بهم ثابت کرده که منو دوس داره . بهم ثابت کرده که شده ستاره زندگی من . اگه قرار بود منو نبوسه یا حتی باهام دستم نده، اگه دستاش بهم آرامش نمی داد واسه 10 دقیقه با هم بودن زمین و آسمونو به هم وصل نمی کردیم

من دل دادم چون دل گرفتم . اعتماد کردم چون اعتماد دیدم و عشق ورزیدم چون معشوق شدم

 

راستی بچه ها این وب از الان دیگه وب مشترک من و ستاره زندگیمه


 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 21:30 توسط iceboy & icegirl | |

 

چشم ها را شستم ...


جور دیگر دیدم ....

بازهم فرقی نداشت

تو همان هستی که باید دوست داشت.

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:25 توسط iceboy & icegirl | |

 

به خداعشق به رسواشدنش می ارزد‌"به لیلی ومجنون شدنش می ارزد"دفتر قلبم رابازکن امضابزن "سندعشق به امضاشدنش می ارزد   

 

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 13:30 توسط iceboy & icegirl | |

 

دلتنگی‌های آدمی را
باد ترانه‌ای می‌خواند،
رویاهایش را
آسمان پرستاره نادیده می‌گیرد،
و هر دانه برفی
به اشكی نریخته می‌ماند.

سكوت، 
سرشار از سخنان ناگفته است؛
از حركات ناكرده،
اعتراف به عشق‌های نهان
و شگفتی‌های بر زبان نیامده.

در این سكوت،
حقیقت ما نهفته است.
حقیقت تو و من.

 

 

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 11:42 توسط iceboy & icegirl | |

نایت اسکین

 

آهنگ وبمو تغییر دادم ببینید خوبه ؟

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 18:8 توسط iceboy & icegirl | |

 

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 7:32 توسط iceboy & icegirl | |

سلام دوستای گلم

 

خوبید؟  حالتون خوبه؟  اوین روز سال ۹۱ رو چطوری گذروندید؟  بهتون که حتما خوش گذشته ...

آخی ... خونه مامان بزرگ و سفره هفت سین و فامیل و عیدی ... چقد شیرینه ...

 

امسالم باز اون لحظه شیرین من تو این جمع خوب نبودم ... حیف شد

 

بهتون که خوش گذشته هان ؟

کی؟  من؟  خوب معلومه ... به منم خوش گذشته ... اما اینجا تو غربت جای عشقم خیلی خالیه . دور بدونشو زیاد حس می کنم

دوس داشتم اون لحظه تحویل سالی پیشش بودم و دستاش دو دستم بود . خب نشد دیگه . ایشالا سال دیگه

 

من به هزار بدبختی تونستم تو بلاد غربت بیام نت و بیشتر از این نمیتونم اینجا بمونم . دوستون دارم

سال خوب و پر از محبتی رو براتون آرزو دارم

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 23:57 توسط iceboy & icegirl | |

 

چه دیر می فهمیم که زندگی

 همان روزهایی بود

که زود تر سپری شدنش را

 آرزو می کردیم...


 

 

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 13:15 توسط iceboy & icegirl | |

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم . . .

 چارشنبه سوری همتون مبارک .

جای همه شما خالی به ما که خیلی خوش گذشت ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 20:43 توسط iceboy & icegirl | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت